تبلیغات
کوروش شاه شاهان - ایران زمین
1389/10/19

ایران زمین

   نوشته شده توسط: پرشین    



در این خاك زر خیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاك دین

همه دینشان مردی و داد بود
وزان كشور آزاد و آباد بود

نگفتند حرفی كه ناید به كار
نكشتند تخمی كه ناید به بار

چو مهر و وفا بود كیششان
گنه بود آزار كس پیششان


همه بنده پاك یزدان پاك
همه دل پر از مهر این آب و خاك

پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیكو نهاد


بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

كجا رفت آن دانش و هوش ما
كه شد مهر میهن فراموش ما


كه انداخت آتش در این بوستان
كز ان سوخت جان و دل دوستان

چه كردیم كین گونه گشتیم خوار
خرد را فكندیم زین سان ز كا
ر
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما

به یزدان كه این كشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود


در این كشور آزادگی ارز داشت
كشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنكه بودی دبیر
گرامی بدآنكس كه بودی دلیر


نه دشمن در این بوم و برلانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت

به یزدان كه هرگز جهان افرین
نه با بنده مهر ورزد نه كین


ز نیك و بدت هر چه آید به سر
ز خود بین و ز كرده خود شمر

از آن روز دشمن به ما چیره گشت
كه ما را روان و خرد تیره گشت


از آن روز این خانه ویرانه شد
كه نان اورش مرد بیگانه شد

چو ناكس به ده كدخدایی كند
كشاورز باید گدایی كند


چو دانش پژوهنده بیند زیان
كه بندد به دانش پژوهی میان

به یزدان كه ما گر خرد داشتیم
كجا این سرانجام بد داشتیم


بسوزد در اتش گرت جان و تن
به از بندگی كردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگیست
دو صد بار مردن به از زندگیست


بیا تا بكوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ اوریم

بیاریم آن آب رفته به جوی
مگر زان بیابیم باز آبروی


شود مردمی كیش و آیین ما
نگیرد خرد خرده بر دین ما

ز فردوسی ام آمد این گفته یاد
كه داد سخن را چو او كس نداد


چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یك تن مباد

سرشت من از میهن بود
من از میهن و میهن از من بود


برچسب ها: ایران زمین ،

کوروش شاه شاهان